بخش 9.20.6.2
🤖 حاشیهنویسی هوش مصنوعی
تیرها در قابهای با شکلپذیری زیاد — حدود هندسی، آرماتورگذاری و جزئیات برشی
رویکردها و ضوابط طراحی و جزئیات تیرها در قابهای ویژه با شکلپذیری زیاد؛ شامل محدودیتهای هندسی، آرماتورهای طولی و عرضی، وصلهها و طراحی برش.
۲-۶-۲۰-۹ تیرها در قابهای با شکل پذیری زیاد
۱-۲-۶-۲۰-۹ محدودیتهای هندسی
۱-۱-۲-۶-۲۰-۹
در این تیرها محدودیتهای هندسی (الف) تا (پ) این بند باید رعایت شوند:
ارتفاع مؤثر مقطع نباید بیشتر از یک چهارم طول دهانه ی آزاد باشد.
عرض مقطع نباید کمتر از سه دهم ارتفاع آن و ۲۵۰ میلی متر باشد.
عرض مقطع نباید بیشتر از عرض عضو تکیه گاهی، در صفحه ی عمود بر محور طولی عضو خمشی، به اضافه ی کوچک ترین C 2 و 0.75C 1 در هر طرف عضو تکیه گاهی باشد.
۲-۲-۶-۲۰-۹ آرماتورهای طولی
۱-۲-۲-۶-۲۰-۹
در تمامی مقاطع تیر نسبت سطح مقطع آرماتور به مقطع موثر بتن، هم در پایین و هم در بالا، نباید کمتر از مقادیر مقرر شده در بند ۹-۱۱-۵-۱-۲ بوده، و نسبت آرماتور کششی برای فولادهای با حد تسلیم ۴۲۰ مگاپاسکال و کم تر نباید بیشتر از 0/025 ، و برای فولادهای با حد تسلیم ۵۲۰ مگاپاسکال بیشتر از 0/020 اختیار شود. حداقل دو میلگرد با قطر ۱۲ میلی متر باید هم در پایین و هم در بالای مقطع در سراسر طول پیش بینی شوند.
۲-۲-۲-۶-۲۰-۹
در بر تکیه گاههای تیر، مقاومت خمشی مثبت مقطع در هر تکیه گاه باید حداقل برابر نصف مقاومت خمشی منفی همان مقطع باشد.
۳-۲-۲-۶-۲۰-۹
مقاومت خمشی مثبت و منفی هر مقطع در سراسر طول تیر نباید کمتر از یک چهارم حداکثر مقاومت خمشی در مقاطع بر تکیه گاهی در دو انتهای عضو باشد.
۴-۲-۲-۶-۲۰-۹
استفاده از وصله ی پوششی در میلگردهای طولی خمشی فقط در شرایطی مجاز است که در تمام طول وصله، آرماتور عرضی از نوع دورگیر یا دور پیچ موجود باشد. فاصله ی سفرههای آرماتور عرضی در بر گیرنده ی وصله از یک دیگر، نباید از کوچکترین مقادیر یک چهارم ارتفاع مؤثر مقطع و ۱۰۰ میلی متر بیشتر باشد.
۵-۲-۲-۶-۲۰-۹
استفاده از وصله ی پوششی در محلهای زیر مجاز نیست:
در اتصالات تیرها به ستونها؛
در طولی معادل دو برابر ارتفاع مقطع تیر از بر تکیه گاه؛
در طولی معادل دو برابر ارتفاع مقطع تیر از مقاطع بحرانی که در آنها، در اثر تغییر مکان جانبی غیر الاستیک، امکان وقوع تسلیم آرماتور وجود دارد.
۶-۲-۲-۶-۲۰-۹
وصلههای مکانیکی باید شامل یکی از دو طبقه بندی زیر باشند:
گروه یک- وصلههای مکانیکی مطابق ضوابط بند ۹-۲۱-۴-۷
گروه دو - وصلههای مکانیکی مطابق ضوابط بند ۹-۲۱-۴-۷ که قادر هستند مقاومت گسیختگی کششی اسمی آرماتورهای وصله شده را تحمل نمایند.
۷-۲-۲-۶-۲۰-۹
وصلههای مکانیکی گروه یک نباید در فاصلهای کمتر از دو برابر ارتفاع مقطع عضو از بر تیر یا ستون، و یا مقاطع بحرانی که در آنها احتمال تسلیم آرماتورها وجود دارد، واقع شده باشند. استفاده از وصلههای گروه دو درصورتیکه رده آرماتورها S400 و S420 بوده و تیر پیش ساخته نباشد، در هر نقطه مجاز است. در مورد سایر ردههای آرماتور نیزباید شرایط وصلههای گروه یک در این بند رعایت شوند.
۸-۲-۲-۶-۲۰-۹
استفاده از وصلههای جوشی در میلگردهایی که نیروی ناشی از زلزله را تحمل مینمایند، باید بر اساس ضوابط بند ۹-۲۱-۴-۷ بوده و این وصلهها نباید در فاصله ی کمتر از دو برابر ارتفاع مقطع عضو از بر اتصال تیر به ستون، و یا مقاطع بحرانی که در آنها احتمال تسلیم آرماتورها وجود دارد، واقع شده باشند.
۹-۲-۲-۶-۲۰-۹
جوش کاری خاموتها، تنگها، قطعات جاگذاری شده، و مشابه آنها به آرماتورهای طولی که کاربرد محاسباتی دارند، مجاز نمی باشد.
۳-۲-۶-۲۰-۹ آرماتورهای عرضی
۱-۳-۲-۶-۲۰-۹
در تیرها در طول قسمتهای بحرانی که در زیر مشخص شده اند. آرماتور عرضی باید از نوع دورگیر بوده و شرایط بند ۹-۲۰-۶-۲-۳-۲ را تامین نمایند :
در طولی معادل دو برابر ارتفاع مقطع از بر هر تکیه گاه به سمت وسط دهانه؛
در طولی معادل دو برابر ارتفاع مقطع در دو سمت مقطعی که در آن امکان تشکیل مفصل پلاستیک در اثر تغییر مکان جانبی غیر الاستیک وجود داشته باشد.
۲-۳-۲-۶-۲۰-۹
دورگیرها در تیر و فاصله ی آنها از یک دیگر، باید دارای شرایط (الف) تا (پ) زیر باشند:
قطر دورگیرها مطابق بند ۹-۲۱-۶-۲-۲ باشد.
فاصله ی دورگیرها از یک دیگر نباید بیشتر از یک چهارم ارتفاع مؤثر مقطع، ۶ برابر قطر کوچک ترین میلگرد طولی برای میلگردهای با مقاومت تسلیم ۴۲۰ مگاپاسکال و کم تر، و ۵ برابر قطر کوچک ترین میلگرد طولی برای میلگردهای با مقاومت تسلیم ۵۲۰ مگاپاسکال (به جز میلگرد طولی جلدی) و ۱۵۰ میلی متر اختیار شود.
فاصله ی اولین دورگیر از بر تکیه گاه بیشتر از ۵۰ میلی متر نباشد.
۳-۳-۲-۶-۲۰-۹
در قسمتهایی از طول تیر که به دور گیر نیاز است، میلگردهای طولی اصلی در مجاورت رویههای کششی و فشاری عضو باید دارای تکیه گاه عرضی مطابق بند ۹-۲۱-۶-۲-۴ باشند. فاصله ی مرکز تا مرکز میلگردهای خمشی که دارای تکیه گاه جانبی هستند، نباید بیش از ۳۵۰ میلی متر باشد. برای آرماتورهای جلدی که بر اساس ضوابط بند ۹-۱۱-۶-۱-۳ ضروری هستند، نیازی به تکیه گاه عرضی نیست.
۴-۳-۲-۶-۲۰-۹
در قسمتهایی از طول تیر که به دورگیر نیاز است، خاموتها باید برای برش مطابق ضوابط بند ۹-۲۰-۶-۲-۴ طراحی شوند.
۵-۳-۲-۶-۲۰-۹
در قسمت هایی از طول تیر که به دورگیر نیاز نیست، خاموتها باید در دو انتها دارای قلاب لرزهای بوده، و فاصله ی آنها از یک دیگر کمتر یا مساوی نصف ارتفاع موثر باشد.
۶-۳-۲-۶-۲۰-۹
دورگیر در تیرها را میتوان با دو قطعه میلگرد ساخت. یک میلگرد به شکل U که در دو انتها دارای قلاب لرزهای باشد، و میلگرد دیگر به شکل سنجاقی که با میلگرد اول یک دورگیر تشکیل دهد. خم ۹۰ درجه ی سنجاقیهای متوالی که یک میلگرد طولی را در بر میگیرند، باید به طور یک در میان در دو سمت تیر قرار داده شود. چنان چه میلگردهای طولی که توسط سنجاقی نگه داری شده اند، در داخل یک دال که تنها در یک سمت عضو خمشی قرار دارد محصور باشند، خم ۹۰ درجه ی سنجاقیها را میتوان در آن سمت دال قرار داد.
۷-۳-۲-۶-۲۰-۹
در نواحی بحرانی مطابق بند ۹-۲۰-۶-۲-۳-۱ در تیرهایی که نیروی محوری فشاری ضریبدار آنها از 0.10A g f ' c بیشتر است، باید از دورگیرهایی مطابق ضوابط بندهای 9-20-6-3-3-2 تا 9-20-6-3-3-4 استفاده شود. در سایر نواحی تیر باید از خاموتهایی با مشخصات داده شده در بند ۹-۲۰-۶-۳-۳-۲ ، مربوط به ستونها، با فاصله ی s برابر با کمترین مقدار از ۶ برابر قطر کوچکترین آرماتور طولی برای آرماتورهای با مقاومت تسلیم ۴۲۰ مگاپاسکال و کمتر، و ۵ برابر قطر کوچکترین آرماتور طولی برای آرماتورهای با مقاومت تسلیم ۵۲۰ مگاپاسکال، و یا ۱۵۰ میلی متر استفاده شود. در مواردی که پوشش بتن روی آرماتورهای عرضی از ۱۰۰ میلی متر بیشتر است، باید از آرماتورهای عرضی اضافی با پوشش بتن کمتر از ۱۰۰ میلی متر و فاصله ی حداکثر ۳۰۰ میلی متر، استفاده نمود.
۴-۲-۶-۲۰-۹ برش در تیرهای با شکل پذیری زیاد
۱-۴-۲-۶-۲۰-۹
نیروی برشی طراحی تیرها، V e ، باید با در نظر گرفتن تعادل استاتیکی بارهای قائم ضریب دار وارد بر تیر و لنگرهای خمشی موجود در مقاطع انتهایی تیر با فرض آن که در این مقاطع مفصلهای پلاستیک تشکیل شده اند، تعیین شود. ظرفیت خمشی مفصلهای پلاستیک، مثبت یا منفی باید برابر با لنگر خمشی مقاوم محتمل مقطع، M pr ، در نظر گرفته شود. جهتهای این لنگرهای خمشی باید چنان در نظر گرفته شوند که نیروی برشی ایجاد شده در تیر، بیشترین مقدار باشد.
۲-۴-۲-۶-۲۰-۹
در مواردی که هر دو شرط (الف) و (ب) زیر برقرار باشند، طراحی آرماتورهای عرضی در مناطق بحرانی بند ۹-۲۰-۶-۲-۳-۱ ، باید با فرض V c برابر با صفر انجام شود:
بخش لرزهای برش محاسبه شده بر اساس بند ۹-۲۰-۶-۲-۴-۱ ، بزرگتر یا مساوی نصف مقاومت برشی حداکثر در مناطق بحرانی باشد.
بار محوری فشاری ضریب داره ، P u که شامل اثرات زلزله میباشد، از 0.05A g f ' c کمتر باشد.
نظرات (0)
برای ثبت نظر، لطفا وارد شوید یا ثبتنام کنید.
در حال بارگذاری نظرات...