بخش 9.2.3
🤖 حاشیهنویسی هوش مصنوعی
تعاریف اصطلاحات (بتن آرمه)
تعاریف اصطلاحات کلیدی و واژگان فنی مورد استفاده در ضوابط طرح و اجرای ساختمانهای بتنآرمِه.
۳-۲-۹ تعاریف اصطلاحات
اصطلاح فارسی | اصطلاح انگلیسی | تعریف اصطلاح |
|---|---|---|
آرماتور | reinforcement | میلگرد یا مسلح کنندههای فولادی جای گذاری شده در بتن که با مشخصات فصل ۴ تطابق داشته باشند. |
آرماتور آجدار | reinforcement, deformed | آرماتور با بدنهی شکل داده شدهی غیر صاف |
آرماتور انتظار | reinforcement, dowel | آرماتوری که برای اتصال دو قطعه از یک عضو و یا یک عضو به شالوده در بتن جای گذاری میشود. این آرماتور باید بتواند از عهدهی انتقال بارها در اتصال برآید. |
آرماتور تکمیلی | reinforcement, supplementary | آرماتوری که جهت جلوگیری از پتانسیل شکست و بتن عمل میکند؛ ولی در انتقال بار طراحی از مهار به عضو سازهای شرکت ندارد. |
آرماتور دورپیچ | spiral reinforcement | آرماتوری که به طور پیوسته به شکل یک مار پیچ استوانهای به دور آرماتورهای طولی پیچیده شده باشد. |
آرماتور دورگیر | hoop reinforcement | تنگ بسته یا تنگ دور پیچ شده به طور پیوسته، که از یک یا چند میلگرد ساخته شده و هر کدام در دو انتها قلابهای لرزهای دارند. آرماتور دورگیر نباید از میلگردهای آجدار سَر دار ساخته شود. |
آرماتور ساده | reinforcement, plain | آرماتور با بدنهی صاف |
آرماتور سیمی جوشی | reinforcement, welded wire | شبکهی میلگردهای ساده یا آجدار جوش شده که به صورت صفحه ساخته میشوند. |
آرماتور طولی | longitudinal reinforcement | آرماتوری که در جهت طولی تیر و ستون یا در امتداد اضلاع صفحهی دال و دیوار جای گذاری میشود این آرماتور معمولاً برای تحمل نیروهای محوری، خمشی و تا حدی پیچشی به کار میرود. |
آرماتور عرضی | transverse reinforcement | آرماتوری که در جهت عمود یا مایل نسبت به آرماتور طولی جای گذاری میشود. این آرماتور معمولاً برای تحمل برش و پیچش به کار میرود. |
آرماتور مهار | reinforcement, anchor | آرماتور مورد استفاده جهت انتقال بار طراحی از مهارها به عضو سازهای. |
اتصال | connection | ناحیهای از سازه که در آن دو عضو یا بیشتر به هم وصل میشوند. این اصطلاح در مورد اعضای پیش ساخته نیز به کار میرود. |
اتصال شکل پذیر | connection, | اتصال بین یک یا چند عضو پیش ساخته که در اثر جا به جاییهای ناشی از بار زلزله به حد تسلیم میرسد. |
اتصال قوی | connection, | اتصال بین یک یا چند عضو پیش ساخته که در اثر جا به جاییهای ناشی از بار زلزله الاستیک باقی میماند؛ در حالی که اتصالهای مجاور از حد تسلیم گذشتهاند. |
اثرات بار | load effects | نیروها و تغییر شکلهای ناشی از بارها و یا تغییرات حجمی مفید شده. |
ارتفاع مؤثر مقطع | effective depth of section | فاصلهی دورترین تار فشاری بتن تا مرکز ثقل آرماتورهای کششی، در مقطع یک عضو خمشی. |
اطلاعات طراحی | design Information | اطلاعات خاص پروژه که تا حد کاربرد باید در مدارک ساخت، توسط مهندس طراح، آورده شوند . |
اعضای با عملکرد دوطرفه | two-way construction | اعضایی که بارها را با عملکرد خمشی در دو راستا منتقل میکنند. بعضی دالها و شالودهها در این گروه هستند. |
اعضای با عملکرد یک طرفه | one-way construction | اعضایی که بارها را با عملکرد خمشی در یک راستا تحمل میکنند. |
اعضای خمشی بتنی مرکب | composite concrete flexural members | اعضای خمشی که از اجزای جداگانه، پیش ساخته یا درجا، ساخته شده و به گونهای به هم متصل شدهاند که به صورت واحد بار تحمل میکنند. |
افزودنی، ماده افزودنی | admixture | مادهی اضافه شوندهی سیمانی که به بتن، گروت و ملات، قبل یا در حین اختلاط اضافه میشود، و مشخصات بتن تازه، گیرش آن و یا بتن سخت شده را اصلاح مینماید . |
الزامات اجرایی | compliance riquirement | الزامات مربوط به ساخت که تا حد کاربرد باید در مدارک ساخت، توسط مهندس طراح، به پیمان کار ابلاغ یا توصیه شوند. |
المان مرزی، جزء مرزی، جزء لبه | boundary element | قسمتی از لبهی دیوار یا دیافراگم، در امتداد طول، که با آرماتورهای طولی و عرضی تقویت میشود. |
بار | load | نیروها و دیگر تلاشهای ناشی از وزن مصالح، ساکنین و متعلقات آنها، آثار محیطی، جابه جاییهای نسبی و تغییرات ابعادی. |
بار بهره برداری | load, service | باری که در حین بهره برداری به سازه وارد میشود، بدون ضریب. |
بار زنده | load, live | بارهایی که به طور دائمی در زمان بهره برداری به سازه وارد نمیشوند، بدون ضریب. |
بار ضریب دار | load, factored | بار ضرب شده در ضریب بار. |
بار مرده | load, dead | وزن اعضای سازه و قطعات الحاقی آن که در زمان بهره برداری احتمالاً حضور دارند؛ بدون ضریب. |
بار مردهی اضافی | load, superimposed dead | بار مرده غیر از وزن سازه که به طور دائمی بر روی سازه قرار میگیرد و یا در طراحی منظور میشود. |
بار مردهی ناشی از وزن | load, self-weight dead | بار مردهای که در اثر وزن سازه، به همراه هر گونه رویهی بتنی چسبیده به آن، به سازه وارد میشود. |
بتن | concrete | مخلوط سیمان پرتلند یا هر مادهی سیمانی دیگر، سنگ دانهی ریز، سنگ دانهی درست و آب، با یا بدون مواد افزودنی. |
بتن آرمه | concrete , reinforced | بتن سازهای که با آرماتور، به میزان حداقل تعیین شده در فصلهای ۹-۹ تا ۹-۱۱ ، تقویت شده باشد. |
بتن با الیاف فولادی | concrete, steel fiber reinforced | بتن حاوی مقدار معینی الیاف فولادی پراکنده و غیر پیوسته در راستاهای مختلف. |
بتن پیش تنیده | concrete, prestressed | بتن آرمه ای که در آن از قبل تنشهای فشاری و داخلی جهت کاهش تنشهای کششی ناشی از بارها ایجاد شدهاند. |
بتن پیش ساخته | concrete, precast | قطعه بتنی سازه ای که در محل دیگری، غیر از مکان استقرارش در سازه، ساخته میشود. |
بتن ساده | concrete, plain | بتن سازه ای بدون آرماتور یا با آرماتور کمتر از حداقل تعیین شده برای بتن آرمه. |
بتن سازهای | structural concrete | بتنی که برای تحمل بار به کار برده میشود. |
بتن سبک (نیمه سبک دانه) | concrete, lightweight | بتن با سنگ دانههای سبک و غیر سبک، با چگالی تعادلی بین ۱۴۴۰ تا ۲۱۵۰ کیلو گرم بر متر مکعب (به بند ۹-۳-۲-۲ مراجعه شود). چگالی تعادلی، چگالی است که با میزان رطوبت برابر با رطوبت محیط اندازه گیری میشود. برای نحوه آزمایش به ASTM C۵۶۷ مراجعه شود. |
بتن سبک ماسهای (نیمه سبک دانه) | concrete, sand light weight | بتن سبک ساخته شده با سنگ دانههای ریز معمولی و سنگ دانههای درشت سبک (به بند ۹-۳-۲-۲ مراجعه شود) |
بتن غیر پیش تنیده | concrete, nonprestressed | بتن آرمه ی معمولی با حداقل آرماتور تعبین شده برای بتن آرمه، بدون پیش تنیدگی؛ و یا در دالهای دو طرفه با کمتر از حداقل پیش تنیدگی. |
بتن تمام سبک دانه | concrete, all lightweight | بتن با سنگ دانههای ریز و درشت سبک. |
بتن معمولی | concrete, normal weight | بتن با سنگ دانههای معمولی، با چگالی بین ۲۱۵۵ تا ۲۵۶۰ کیلو گرم بر متر مکعب. |
بست | strut | عضو فشاری در روش خرپایی (روش بست و بند) که نمایندهی برآیند نیروهای موازی یا باد بزنی در ناحیهی فشاری میباشد. |
بست بطری شکل | strut, bottle shaped | بستی که در ناحیهی میانی عریضتر از نواحی دو انتهایی خود میباشد. |
بند | tie | عضو کششی در روش خرپایی (روش بست و بند) |
پس کشیدگی | post tensioning | روشی در پیش تنیدگی که در آن کابلها بعد از سخت شدن بتن کشیده میشوند. |
پوشش بتنی میلگرد | cover, specited concrete | ناحیهی بین خارجیترین رویه ی میلگرد جای گذاری شده و نزدیکترین رویهی خارجی بتن. |
پیچ سَر دار | headed bolt | مهار تعبیه شده قبل از بتن ریزی که مقاومت کششی خود را از قفل و بست مکانیکی سری یا مهرهی جای گذاری شده در بتن به دست میآورد. |
پیچ قلاب دار | hooked bolt | پیچ تعبیه شده در بتن درجا که در آن مهار توسط تکیهی خم ۹۰ درجه یا ۱۸۰ درجهی آن به بتن تأمین میشود. طول آزاد لبه از خم پیچ، e h ، نباید کوچکتر از ۳d a باشد. |
پیش کشیدگی | pretensioning | روشی در پیش تنیدگی که در آن کابلها قبل از ریختن بتن کشیده میشوند. |
تاندون | tendon | در اعضای پس کشیده به مجموعهای از مهاریها، کابلها، و پوششهای آنها برای موارد نچسبیده، یا غلافها برای موارد چسبیده با گروت، گفته میشود. |
تاندون چسبیده | tendon, bonded | تاندونهایی که با تزریق گروت در غلافهای جای گذاری شده به بتن اطراف میچسبد. |
تاندون خارجی | tendon, external | تاندونهایی که خارج از مقطع عضو پس کشیده به کار برده میشوند. |
تاندون نچسبیده | tendon, unbonded | تاندونهایی که به بتن اطراف نچسبیدهاند و نیروی پیش تنیدگی را تنها از دو انتها به عضو منتقل مینمایند. |
تراز پایهی سازه | base of structure | تراز پایهی سازه مطابق تعریف در فصل زلزله از مبحث ششم مقررات ملی ساختمان |
ترکیب بار طراحی | design load combination | ترکیب بارهای ضربب دار یا اثرات ناشی از آنها. |
تغییر مکان جانبی طراحی | design displacement | حداکثر تغییر مکان جانبی مورد انتظار که برای زلزله تعیین میشود. تغییر مکان محاسبه شده برای زلزله شامل تغییر مکانهای الاستیک و غیر الاستیک میشود. به فصل زلزله در مبحث ششم مقررات ملی مراجعه شود. |
تنگ | tie | حلقهای از میلگرد یا سیم به شکل دایره، مستطیل و یا چندوجهی بدون کنجهای متمایل به سمت داخل، که آرماتورهای طولی را در بر میگیرد. این تعریف شامل یک میلگرد یا سیم که به طور پیوسته به شکل دایره، مستطیل یا چند ضلعی به دور آرماتورهای طولی میپیچد، نیز میشود. عبارت تنگ معمولاً برای اعضای فشاری به کار میرود. به تعاریف خاموت و دورگیر نیز مراجعه شود. |
تیر | beam | عضوی که عمدتاً تحت تأثیر خمش و برش، با یا بدون نیروی محوری، یا پیچش قرار میگیرد. |
جای گذاری شده در بتن | embedments | قطعاتی به جز میلگردها و مهارها که در بتن جای گذاری میشوند. میلگردها و سایر وسایلی که برای تثبیت قطعات در بتن جای گذاری میشوند، جزء آن به حساب میآید. |
جزء فولادی ترد | steel element, brittle | جزء فولادی که در آزمون کششی در حد گسیختگی، کرنشی کمتر از ۱۴ درصد، یا کاهش سطح مقطع کمتر از ۳۰ درصد داشته باشد به ضابطهی استاندارد آزمون مراجعه شود. |
جزء فولادی شکل پذیر | steel element, ductile | جزء فولادی که در آزمون کششی در حد گسیختگی، کرنشی بیشتر از ۱۴ درصد، و کاهش سطح مقطعی کمتر از ۳۰ درصد داشته باشد. |
جمع کننده | collector | عضو کششی یا فشاری که انتقال دهندهی نیرو بین دیافراگم و سیستم قائم باربر جانبی است. |
چسب | adhesive | مادهی شیمیایی مرکب از پلیمرهای آلی یا ترکیب پلیمرهای آلی و مواد غیر آلی که در صورت اختلاط عمل میکند. |
حد کرنش کنترل شده با فشار | compression- controlled strain limit | کرنش کششی خالص در شرایط کرنش متوازن |
خاموت | stirrup | آرماتورهای عرضی که برای مقاومت در برابر نیروهای برشی و پیچشی در عضو به کار میروند. خاموتها معمولاً از میلگردهای آجدار، سیمهای آجدار و یا جوش شده با شکل مستطیل یا رکابی به صورت U یا L ساخته میشوند. جای گذاری آنها ممکن است در جهت عمود یا با زاویه نسبت به آرماتور طولی باشد. اصطلاح خاموت معمولاً برای آرماتور عرضی در تیرها و دالها به کار میرود. به تعریف تنگ و دورگیر مراجعه شود. |
خرپای سازهای | structural truss | مجموعهی اعضای بتن آرمه ی متصل شده به یک دیگر که عمدتاً برای تحمل فشار و کشس تدارک دیده شدهاند. |
دال بتن آرمه | slab, reinforced concrete | صفحهی بتن آرمه. صفحه به عضوی اطلاق میشود که یکی از ابعاد آن (ضخامت)، به طور قابل ملاحظهای کوچکتر از دو بعد دیگر باشد. |
دال تخت | slab, flat | دالی که به تیرها تکیه ندارد و مستقیماً روی دیوار یا ستون مینشیند |
دال توخالی- دال مجوف | slab, hollow | دال با مقطع توخالی. |
دال مشبک | slab, waffle | سیستم تیر-دال، مرکب از تیرچههای مقاطع و یک دال سراسری با ضخامت کم بر روی آنها. |
دال یک پارچه | slab, solid | دال با مقطع توپر. |
دال و تیرک | slab, ribbed | سیستم تیر -دال یک طرفه، مرکب از تیرک (تیرچه ) و یک دال سراسری با ضخامت کم بر روی آنها. |
درز انقباض | contraction joint | شیاری که در عضو بتنی برای تثبیت محل ترک خوردگیهای ناشی از کاهش دما و یا جمع شدگی بتن ایجاد میشود. |
درز انقطاع | isolation joint | درزهایی که برای جدا کردن دو بخش از ساختمان پیش بینی میشوند. |
دستک، عضو فشاری | strut | عضو فشاری در سازه مانند خرپا. |
دوام، پایایی | durability | توانایی سازه یا عضو برای مقابله با شرایط محیطی که موجب ایجاد خسارت، اختلال در بهره برداری و کاهش طول عمر آن میگردند. |
دیافراگم سازهای | structural diaphragm | اعضایی مثل دال کفها که نیروهای وارده بر میان صفحهی خود را به اعضای قائم سیستم مقاوم باربر جانبی منتقل میکنند. دیافراگم سازهای میتواند شامل کلافها و جمع کنندهها نیز باشد. |
دیوار | wall | اعضای قائم با نسبت طول افقی به ضخامت بیشتر از ۳ که برای بار محوری، بار جانبی و یا هر دو طراحی میشوند |
دیوار پایه، جرز دیوار | wall pier | قطعهی دیواری قائم که در آن نسبت طول افقی به ضخامت (l w /h ) مساوی یا کمتر از ۶، و نسبت ارتفاع به طول افقی (h w /l w ) بزرگتر از ۲ باشد. |
دیوار حائل | retaining wall | دیواری که برای مقابله با فشار خاک یا مایع ساخته میشود. |
دیوار حائل طرهای | retaining wall, cantilever | دیوار حائلی که به صورت یک دال طرهای ساخته میشود. |
دیوار حائل با پشت بند | retaining wall, counter fort | دیوار حائلی که در سمت خاک، در فواصل معین، دارای دیوارهایی عمود بر صفحهی دیوار است. دیوارهای متعامد برای کاهش ضخامت دیوار حائل به کار برده میشوند، و اصولاً در کشش کار میکنند. |
دیوار حائل با پیش بند | retaining wall, buttress | تعریفی مشابه دیوار حائل با پشت بند دارد؛ با این تفاوت که دیوارهای عمود بر صفحه در سمت آزاد آن ساخته میشوند. این دیوارها در فشار کار میکنند. به کارگیری پیش بند از نظر معماری مورد توجه است. |
دیوار سازهای | structural wall | دیواری که در میان صفحهی خود زیر اثر بار و آثار ناشی آر آن قرار دارد دیوار برشی یک دیوار سازهای است. |
دیوار سازهای، شکل پذیری زیاد (ویژه) | structural wall, special | دیوار با ضوابط مربوط به شکل پذیری زیاد مطابق فصل ۹-۲۰ . |
دیوار سازهای، شکل پذیری کم (معمولی) | structural wall, ordinary | دیوار با ضوابط مربوط به شکل پذیری کم مطابق فصل ۹-۱۳ . |
دیوار سازهای هم بستهی شکل پذیر | structrral wall, ductile coupled | سیستم باربر لرزهای شامل دیوار و تیر هم بند، مطابق ضوابط فصل ۹-۲۰ . |
روش خرپایی، روش بست و بند | strut and tie method | یک روش تحلیل و طراحی است که در آن یک عضو یا منطقه موسوم به D از آن به صورت مجموعهای از بستها (اعضای فشاری) و بندها (اعضای کششی) دیده میشوند که همگی در گرهها متصل شده و میتوانند بار وارده را به تکیه گاهها و یا مناطق مجاور موسوم به B منتقل کنند. |
زبانهی برشی | shear lug | جزء فولادی یا میلگرد جوش شده به پشت یک صفحهی الحاقی که در داخل قطعهی بتن جای گذاری میشود. این وسیله برای انتقال برش به صورت اصطکاکی به کار برده میشود. از این زبانه گاهی در کف ستونها استفاده میگردد. |
ستون | column | عضوی است معمولاً قائم یا حدوداً قائم، که عمدتاً برای تحمل بار محوری فشاوری به کار میرود، ولی ممکن است تحت خمش، برش و پیچش نیر قرار گیرد. |
ستون پایه | pedestal | ستون کوتاه که در آن نسبت ارتفاع به کمترین بعد مقطع، کوچکتر یا مساوی ۳ باشد. در ستونهای هرمی کمترین بعد، متوسط ابعاد مقاطع در بالا و پایین ستون است. |
سرستون | column capital | ناحیهی بزرگ شدهی بالای ستون که در زیر دال یا کتیبهی آن قرار دارد و با ستون هم زمان ساخته میشود. |
سختی مؤثر | effective stiffness | سختی یک عضو سازهای با منظور کردن ترک خوردگی، خزش و سایر اثرات غیر خطی. |
سطح تصویر شده | projected area | ناحیهای بر روی سطح آزاد عضو که به عنوان قاعدهی بزرگتر بلوک هرمی شکست بتن در نظر گرفته میشود. |
سطح تأثیر تصویر شده | projected infuence area | مساحت سطح تصویر شده بر روی سطح آزاد عضو که در محاسبهی مقاومت پیوستگی مهارهای چسپی در نظر گرفته میشود. |
سنجاقی، میلگرد دوخت | cross-tie | میلگرد عرضی یکسره با قلاب لرزهای در یک انتها و قلاب ۹۰ درجه با طول مستقیم حداقل ۶d b در انتهای دیگر، که آرماتورهای طولی پیرامونی عضو را در بر گرفته باشد. قلابهای در بر گیرندهی یک زوج آرماتور طولی، باید به طور یک در میان سر و ته اجرا شوند. |
سنگ دانه | aggregate | مصالح دانهی مانند شن، ماسه و یا سربارهی کوره آهن گدازی که به همراه سیمان و آب برای بتن به کار برده میشوند. |
سنگ دانهی سبک، سبک دانه | aggregate, lightweight | سنگ دانهی با چگالی حجمی مساوی یا کمتر از ۱۲۰۰ کیلو گرم بر متر مکعب. به استاندارد ملی ۴۹۸۵ مراجعه شود |
سیستم سازهای | structural system | مجموعه اعضای بتن آرمه ی متصل به یک دیگر که برای مقابله با نیازهای عملکردی سازه به کار برده میشوند. |
سیستم مقاوم لرزهای | seismic force resisting System | بخشی از سیستم سازه که برای مقاومت در برابر آثار زلزله طراحی میشود. |
سیستم لرزهای ویژه | special seismic systems | سیستمهای سازهای که در آنها از قاب با شکل پذیری زیاد یا از دیوارهای برشی با شکل پذیری لرزهای زیاد، یا از هر دو، استفاده شده است. |
شالودهی جعبهای | caisson | شالودهای که به علت ضخامت زیاد به صورت جعبهای ساخته میشود بیشتری کاربرد آن برای پایداری پلهای رودخانهای و یا اسکلههای دریایی است. در این موارد شالوده در ساحل ساخته شده و به صورت شناور به محل حمل گردیده و با غرق کردن در محل مستقر میشود. |
شمع کوبشی | pile, driven | شمع از نوع بتن آرمه، بتن پیش تنیده و یا پروفیلهای فولادی، که با کوبیدن در زمین سست ساخته میشود. |
شمع درجا ریز | pile, drilled cast in place in-situ | شمعی که با ایجاد حفره در زمین و پر کردن آن با بتن یا بتن آرمه ساخته میشود. |
شمع درجا ریز با غلاف نازک فولادی | pile, spiral welded thin steel casing | نوعی شمع درجا ریز که در جدارهی آن یک غلاف فولادی نازک که به صورت دورپیچ جوش شده، و پیش بینی گردیده است. این غلاف برای حفظ بتن از اثرات مواد مضر و یا تغییرات سطح آب زیر زمینی در نظر گرفته میشود. |
شمع درجا ریز محصور شده با لولهی فولادی | pile, cased | شمعی است که با کوبیدن یک لولهی فولادی در زمین، تهی کردن آن از خاک و پر کردن آن با بتن ساخته میشود. |
طول بیرون کشیدگی | stretch length | طولی از مهار که در تماس با بتن نیست و تحت کشش کامل قرار دارد. |
طول جاگذاری | embedment length | طول آرماتور جای گذاری شده فراتر از مقطع بحرانی. |
طول دهانه | span length | فاصلهی بین تکیه گاهها، به بند ۹-۶-۳-۲ مراجعه شود. |
طول گیرایی | development length | طول لازم برای انتقال نیروی نظیر مقاومت طراحی، از میلگرد به بتن، از محل مقطع بحرانی. |
عمق مؤثر جاگذاری شدهی مهار | anchor, effective embeded depth | عمق کلی مهار که برای انتقال بار از آن به بتن و یا از بتن به آن لازم است. این عمق معمولاً به عمق گسیختگی بتن کششی اطراف مهار در پیچهای سَردار و گل میخهای سَر دار نیز گفته میشود. این عمق از سطح تماس تکیه گاه اندازه گیری میشود. |
غلاف انبساطی | expansion sleeve | بخش خارجی یک مهار انبساطی که در اثر وارد کردن پیچش یا ضربه به آن، بتن اطراف را تحت فشار قرار میدهد |
فاصله | spacing | فاصلهی مرکز به مرکز بین دو جزء مجاور مانند میلگردهای طولی، میلگردهای عرضی، کابلهای پیش تنیدگی و مهارها. |
فاصلهی خالص | spacing, clear | فاصلهی پشت به پشت دو جزء مجاور. |
فاصلهی لبه | edge distance | فاصلهی لبه سطح بتن تا محور نزدیکترین مهار |
قاب خمشی | moment frame | قاب ساختمانی که در آن اتصالات تیرها به ستونها یا دالها به ستونها پیوستهاند. |
قاب خمشی با شکل پذیری زیاد (ویژه) | moment frame special | قاب خمشی تیر -ستونی، با بتن درجا، مطابق ضوابط فصل ۹-۲۰ . |
قاب خمشی معمولی (با شکل پذیری کم) | moinent frame, ordinary | قاب خمشی تیر- ستونی یا دال تخت- ستونی، با بتن در جا، مطابق ضوابط فصل ۹-۲۰ . |
قاب خمشی با شکل پذیری متوسط | moinent frame, intermediate | قاب خمشی تیر - ستونی یا دال تخت - ستونی، با بتن در جا، مطابق ضوابط فصل ۹-۲۰ . |
قطعهی الحاقی | attachment | قطعهی سازهای واقع در سطح خارجی بتن که بارها را به مهار منتقل میکند یا از آن دریافت مینماید. |
قطعهی دیواری | wall segment | قسمتی از دیوار که به بازشوهای قائم یا افقی و لبههای دیوار محدود شده باشد. |
قطعهی دیواری افقی | wall segment, horizontal | قطعهی دیواری که در جهت قائم به دو بازشو و یا یک بازشو و یک لبه محدود شده باشد، به شکل ۹-۲۰-۱ مراجعه شود. |
قطعهی دیواری قائم | wall segment, vertical | قطعهی دیواری که در جهت افقی به دو بازشو و یا یک بازشو و یک لبه محدود شده باشد. دیوار پایه (جرز دیوار) در این گروه جای دارد. به شکل ۹-۲۰-۱ مراجعه شود. |
قلاب لرزهای | seismic hook | قلاب با خم ۱۳۵ درجه و یا بیشتر بر روی خاموت ها، دورگیرها و یا سنجاقیها، با طول مستقیم بعد از خم حداقل ۶ برابر قطر و یا ۷۵ میلی متر. قلابهای متعلق به دورگیرهای دایرهای میتوانند خم ۹۰ درجه یا بیشتر داشته باشند. قلابهای لرزهای باید آرماتورهای طولی را در بر گیرند و طول مستقیم آنها رو به داخل باشد . |
کتیبهی برشی | shear cap | بیرون زدگی زیر دال که برای افزایش مقاومت برشی دال در نظر گرفته میشود. |
کتیبهی دال | drop panel | بیرون زدگی زیر دال بر روی ستون، که برای کاهش آرماتور منفی یا تأمین حداقل ضخامت دال و یا افزایش مقاومت برشی دال پیش بینی میشود. |
کرنش کششی خالص | net tensile strain | کرنش کششی متناظر با مقاومت اسمی، بدون کرنشهای ناشی از وارفتگی، جمع شدگی و دما. |
کسر ۵ درصد (صدک پنجم) | five percent fractile | اصطلاح آماری به این معنی که با اطمینان ۹۰ درصد، احتمال ۹۵ درصد وجود دارد که مقاومت واقعی از مقاومت اسمی تجاوز کند. |
کلاف، بند | tie | عضو بتن آرمه ی تحت کشش |
کلافهای لرزهای شالوده | foundation siesmic tie | اعضایی که برای اتصال شالودهها به یک دیگر، به منظور آن که آنها به صورت یک واحد عمل نمایند، به کار برده میشوند. این اعضاء شامل تیرها، دالها و تیر - دالهای متکی به زمین میشوند. |
کلید برشی | shear key | بیرون زدگی یا فرو رفتگی بتن که در دو قطعهی مجاور یک دیگر، چسبده و یا نچسبیده، پیش بینی میشود که انتقال برش یا ممانعت از لغزش دو قطعه را بر روی هم موجب میشود. اتصال دیوار حائل به شالوده از نوع چسبیده، و محل نشیمن عرشهی پل بر روی پایهها از نوع نچسبیدهی آن میباشند. |
گره | Node | نقطهای در مدل خرپایی (مدل بست و بند) که در آن محورهای بندها، بستها و نیروهای متمرکز، یک دیگر را قطع میکنند. |
گرهی اتصال | Joint | بخش مشترک اعضای متقاطع در سازه. |
گرهی میلگرد خم دار | node, curved bar | ناحیهی خم میلگرد با میلگردهای پیوسته که در تعریف یک گره در روش خرپایی (روش بست و بند) به کار میرود. |
گلمیخ برشی | headed shear stud reinforcement | گل میخهای سَر دار تکی یا گروهی که در آنها مهار به وسیلهی سریها در دو انتها، یا یک سری در یک انتها و یک صفحهی فولادی مشترک در انتهای دیگر، تأمین میشود. |
گل میخ سَر دار جوشی | welded headed stud | مهار فولادی جوش شده به یک صفحهی فولادی جوشی که قبل از بتن ریزی تعبیه میشود |
گروه مهار | anchor group | تعدادی مهارهای مشابه، با عمق حدوداً مساوی و با فاصلهی s از یک دیگر که سطح تأثیر مشترکی در مقابل بار دارند. |
لولههای جاگذاری شده | embedments, pipe | لولهها و غلافهای جای گذاری شده در بتن. |
مدارک ساخت | construction documents | مدارک و نقشههای مربوط به محل، طراحی، مصالح و خصوصیات فیزیکی اعضا در یک طرح که برای گرفتن مجوز ساخت لازم هستند. |
مدول الاستیسیته، مدول ارتجاعی | modulus of elasticity | نسبت تنش به کرنش در تنشهای کششی یا فشاری کمتر از مقاومت حد تسلیم ماده. |
مسیر بار | load path | ترتیب اعضا و اتصالات سازه که برای عبور بار از شروع تا تکیه گاه نهایی یا شالوده پیش بینی میشود. |
مقاومت اسمی | strength, norminal | مقاومت عضو یا مقطع که طبق ضوابط و فرضیات "روش طرح مقاومت" این مبحث محاسبه شده باشند. |
مقاومت بیرون کشیدگی مهار | anchor pullout strength | حداکثر نیرویی که مهار قبل از لغزیدن داخل بتن و یا به بیرون کشیده شدن تحمل میکند. |
مقاومت تسلیم | yield strength | حداقل مقاومت تسلیم مشخص شده یا حد تسلیم مقاومت تسلیم فولاد در کشش که بر طبق ضوابط فصل ۴ تعیین میشود. |
مقاومت شکستن مخروطی بتن | breakout strength, concrete | مقاومت قلوه کن شدن بتن در اطراف یک مهار یا گروه مهارها. |
مقاومت طراحی | strength, design | مقاومت اسمی ضرب در ضریب کاهش مقاومت ϕ |
مقاومت فشاری مشخصهی بتن | concrete strength, specified compressive (f' c ) | مقاومت فشاری بتن که در طراحی مورد استفاده مقاومت فشاری قرار میگیرد و بر اساس ضوابط فصل ۳ ارزیابی میگردد. ضمناً fc′ که در روابط این مبحث به کار برده میشود، واحد f' c را دارد. |
مقاومت قلوه کن شدگی بتن | pryout strength, concrete | مقاومت قلوه کن شدن بتن در پشت مهار. |
مقاومت کششی شکاف خوردگی | splitting tensile strength (f c ) | مقاومت کششی بتن در شکاف خوردگی به صورت دو نیم شدن (آزمایش برزیلی) |
مقطع کشش- کنترل | tension-controlled section | مقطعی که در آن کرنش کشسی خالص در آخرین مقطع ردیف آرماتور کششی در مقاومت اسمی، بزرگتر یا مساوی ε ty +۰.۰۰۳ باشد. |
مقطع فشار- کنترل | compression- controlled scction | مقطعی که در آن کرنش کششی خالص در آخرین مقطع ردیف آرماتور کششی در مقاومت اسمی، کوچکتر یا مساوی کرنش حد فشار- کنترل (کرنش تسلیم) باشد. |
مقاومت مورد نیاز | strength required | مقاومت یک عضو یا مقطع جهت مقابله با تلاشهای داخلی ضریب دار ایجاد شده در عضو |
منقطه ی B | B-region | بخشی از یک عضو که توزیع کرنشهای ناشی از خمش در مقطع آن خطی فرض میشود. |
منقطه ی D | D-region | بخشی از یک عضو با فاصلهای کمتر از h از محل ناپیوستگی نیرو یا ناپیوستگی هندسی. |
منطقهی گرهای | nodal zone | حجم بتن اطراف یک گره که فرض میشود نیروهای بستها و بندها در روش خرپایی (روش بست و بند) از طریق آن منتقل میشوند. |
مهار | anchor | قطعهی فولادی که در بتن در جا نصب و یا در بتن سخت شده کاشته میشود؛ و از آن برای انتقال بارها به بتن استفاده میگردد. |
مهار انبساطی | archor, expansion | نوعی مهار کاشتنی که در آن انتقال بار از طریق اصطکاک جانبی و یا مقاومت تکیه گاهی، و یا هر دو، صورت میگیرد. |
مهار افقی یا مایل | anchor, horizontal or upwardly inclined | مهاری که به طور افقی و یا مایل به سمت بالا کاشته میشود. |
مهار پیچی | anchor, screw | مهار پیچی مکانیکی کاشتنی که بار را توسط درگیری بدنهی رزوهها با شیارهای ایجاد شده در بتن سخت شدهی پیرامون حفرهی ایجاد شدهی قبلی، منتقل مینماید. |
مهار تعبیه شده | anchor, cast in | پیچهای سَر دار، گل میخهای سَر دار و پچهای قلاب دار که قبل از ریختن بتن تعبیه میشوند. |
مهار چسبی | anchor, adhesive | یک مهار کاشتنی که در سوراخی با قطر کمتر از ۱/۵ برابر قطر مهار در بتن سخت شده کاشته میشود؛ و بارهای وارده به مهار را از طریق چسب به بتن منتقل مینماید. |
مهار زیر چاکی | anchor, undercut | مهار کاشتنی که مقاومت کششی خود را از قفل و پست مکانیکی ایجاد سده در اثر چاک زدن بتن در انتهای جاگذاری خود به دست میآورد. |
مهار کاشتنی | anchor, post installed | مهاری که در بتن سخت شده کاشته میشود. مهارهای چسبی، انبساطی و زیر چاکی نمونههایی از این نوع هستند. |
مواد سیمانی | cementitous materials | موادی که در بتن، ملات یا گروت ارزش سیمانی (چسبانندگی) دارند؛ مانند سیمان پرتلند، سیمانهای هیدرولیکی آمیخته، سیمان انبساطی، خاکستر بادی، پوژولانهای طبیعی خام یا کلسینه،دودهی سیلیسی و سیمان سربارهای. |
میلگردهای آجدار سَر دار | headed deformed bars | میلگردهای آجدار که سرهایی به یک یا هر دو انتهای آنها متصل میشود. |
ناپیوستگی | discontinuity | تغییر ناگهانی در هندسهی عضو یا بارگذاری آن. |
ناحیهی مفصل پلاستیک | plastic hinge region | ناحیهای از عضو خمشی که در آن میلگردها در بارگذاری زلزله به مقاومت تسلیم میرسند. این ناحیه در طولی حداقل برابر h از مقطع بحرانی گسترش دارد. |
نسبت آب به مواد سیمانی | Water cementitious materials ratio | نسبت وزن آب، به جز آب جذب شده توسط دانهها، به وزن مواد سیمانی در مخلوط. |
نسبت تغییر مکان جانبی نسبی طرح | design story drift ratio | تغییر مکان جانبی نسبی طرح طبقه تقسیم بر ارتفاع طبقه. |
نشیمن | bracket and corbel | دستکی که برای نشمین انتهای تیر یا دال بر روی ستون یا دیوار پیش بینی میشود. |
نقطهی قطع آرماتور | cut-off point | محلی که آرماتور در آن جا قطع میشود. |
یکپارچگی سازهای | structural integrity | توانایی سازه از طریق مقاومت، نامعینی، شکل پذیری و جرئیات آرماتور بندی در توزیع مجدد تنشها برای حفظ پایداری کلی سازه، در صورت بروز آسیبهای محلی یا تنشهای قابل ملاحظهی بیش از حد. |
نظرات (0)
برای ثبت نظر، لطفا وارد شوید یا ثبتنام کنید.
در حال بارگذاری نظرات...