بخش 9.14.5
🤖 حاشیهنویسی هوش مصنوعی
بخش ۵-۱۴-۹ — ضوابط مقاومت طراحی دیافراگمها
ضوابط مقاومت طراحی و جزئیات اجرایی دیافراگمها، جمعکنندهها و اتصالات آنها در سازههای بتن آرمه.
۵-۱۴-۹ مقاومت طراحی
۱-۵-۱۴-۹ کلیات
۱-۱-۵-۱۴-۹
طراحی دیافراگمها و اتصالات آنها باید برای ترکیب بارهای ضریب دار و بر اساس تأمین رابطه ی (۹-۱-۱) به صورت ϕS n ≥U مطابق ضوابط فصل 9-۷ صورت گیرد. اندر کنش بین اثرات بار باید در طراحی منظور شود. ضریب ϕ باید بر اساس ضوابط فصل ۹-۷ تعیین شود.
۲-۱-۵-۱۴-۹
مقاومت طراحی دیافراگم باید در انطباق با یکی از بندهای (الف) تا (ت) باشد:
در مواردی که دیافراگم به صورت یک تیر با عمقی برابر با عمق کامل دیافراگم مدل شده باشد و لنگر وارد بر آن توسط آرماتورهای متمرکز در لبهها تحمل شود، مقاومتهای طراحی باید بر اساس بندهای ۹-۱۴-۵-۲ تا ۹-۱۴-۵-۴ تعیین شوند.
در مواردی که دیافراگم یا بخشی از آن، با روش خرپایی (روش بست و بند) مدل شده باشد، مقاومت طراحی باید بر اساس پیوست 9-پ3 تعیین شود.
در مواردی که دیافراگم به روش اجزای محدود مدل شده باشد، مقاومت طراحی باید مطابق با ضوابط فصل ۸ تعیین شود. توزیع غیر یکنواخت برش باید در طراحی برشی مورد توجه قرار گیرد. در این موارد، پیش بینی جمع کنندهها برای انتقال برش به اجزای قائم سیستم باربر جانبی الزامی است.
در مواردی که دیافراگم به روشی غیر از بندهای فوق طراحی شده باشد، این روش باید شرایط تعادل را برآورده نموده، و مقاومتهای طراحی حداقل برابر با مقاومت مورد نیاز برای تمام اجزای موجود در مسیر بار را تأمین نماید.
۲-۵-۱۴-۹ طراحی برای لنگر خمشی و نیروی محوری
۱-۲-۵-۱۴-۹
طراحی دیافراگم برای تحمل نیروهای محوری و لنگر خمشی داخل صفحه، باید بر اساس بندهای ۹-۸-۲ و ۹-۸-۳ انجام شود.
۲-۲-۵-۱۴-۹
مقاومت کششی ناشی از خمش در دیافراگم باید به یکی از روشهای مندرج در بندهای (الف) تا (پ) و یا ترکیبی از آنها، تأمین شود:
استفاده از آرماتورهای آجدار
استفاده از کابلهای پیش تنیدگی، چه قطعات پیش تنیده باشند و یا نباشند.
استفاده از اتصال دهندههای مکانیکی که از درز بین اجزای پیش ساخته عبور میکنند.
۳-۲-۵-۱۴-۹
آرماتورها و اتصال دهندههای مکانیکی که برای تحمل کشش ناشی از خمش به کار برده میشوند، باید در محدوده ی از لبه ی کششی دیافراگم تعبیه شوند. مقدار h برابر با عمق دیافراگم است که در صفحهی دیافراگم و در مقطع مورد نظر اندازه گیری میشود. چنان چه عمق دیافراگم در طول دهانه تغییر پیدا کند، لازم است آرماتورها در بخشهایی از دیافراگم که در مجاورت مقطع مورد نظر قرار گرفته، ولی در محدوده ی قرار ندارد، مهار شوند.
۴-۲-۵-۱۴-۹
اتصال دهندههای مکانیکی که از اتصال بین قطعات پیش ساخته عبور میکنند، باید برای تحمل نیروی کششی متناظر با باز شدگی مورد انتظار در اتصال، طراحی شوند.
۳-۵-۱۴-۹ طراحی برای برش
۱-۳-۵-۱۴-۹
ضوابط این بند باید در تعیین مقاومت برشی داخل صفحهی دیافراگمها به کار روند.
۲-۳-۵-۱۴-۹
ضریب کاهش مقاومت ϕ باید برابر با 0/75 در نظر گرفته شود؛ مگر در مواردی که بر اساس بند ۹-۷-۴-۵ ، مقدار کمتری برای این ضریب معرفی شده باشد.
۳-۳-۵-۱۴-۹
در دیافراگمهایی که کاملاً درجا اجرا شدهاند، مقدار V n باید با استفاده از رابطه ی (9-14-1) تعیین شود.
۴-۳-۵-۱۴-۹
در دیافراگمهای درجا اجرا شده، ابعاد A cv باید چنان انتخاب شوند که رابطه ی (9-14-2) برقرار باشد:
۵-۳-۵-۱۴-۹
در دیافراگمهایی که به صورت رویه ی بتنی درجا بر روی قطعات پیش ساخته اجرا میشوند، باید ضوابط بندهای ۹-۱۴-۵-۳-۳ ، ۹-۱۴-۵-۳-۴ و ۹-۱۴-۵-۳-۶ ، و با منظور کردن مقدار A vc به شرح بندهای (الف) و (ب) زیر رعایت شوند:
در مواردی که بتن رویه به صورت مرکب با قطعات پیش ساخته کار نمیکند، مقدار A cv برابر با سطح مقطع این رویه است.
در مواردی که بتن رویه با قطعات پیش ساخته به صورت مرکب کار میکند، مقدار A cv مجموع سطح مقطع قطعه ی پیش ساخته و بتن رویه است. در این موارد، f ' c باید کمترین مقدار مقاومت فشاری بتن قطعه ی پیش ساخته و بتن رویه، در نظر گرفته شود.
۶-۳-۵-۱۴-۹
مقدار V n نباید از مقدار برش محاسبه شده بر اساس ضوابط برش اصطکاکی مورد بحث در بند ۹-۸-۸ تجاوز کند. در این ضوابط، باید ضخامت بتن رویه در ناحیهی روی اتصالات قطعات پیش ساخته، و نیز آرماتورهای عبور کننده از این اتصالات، مورد توجه قرار گیرند.
۷-۳-۵-۱۴-۹
در دیافراگمهایی که با اتصال قطعات پیش ساخته بدون بتن رویه، و یا اتصال قطعات پیش ساخته به کمک نوارهای بتن رویه، و یا تیرهای لبه اجرا میشوند، باید ضوابط بندهای (الف)، (ب) و یا هر دو آنها رعایت شوند:
مقاومت اسمی اتصالات گروت ریزی شده نباید از 0/55 مگا پاسکال تجاوز کند. آرماتورها باید براساس بند ۹-۸-۸ برای برش اصطکاکی طراحی شوند. آرماتورهای برش - اصطکاک باید علاوه بر آرماتورهایی که برای تحمل کشش ناشی از خمش و نیروی محوری محاسبه شدهاند، به کار برده شوند.
اتصال دهندههای مکانیکی که با درز بین اجزای پیش ساخته تقاطع دارند، باید مقاومت برشی لازم با منظور نمودن اثر باز شدگی مورد انتظار در محل اتصال را داشته باشند.
۸-۳-۵-۱۴-۹
در کلیهی دیافراگمها، در مواردی که برش از دیافراگم به جمع کننده، و یا از دیافراگم یا جمع کننده به یک عضو قائم از سیستم باربر جانبی منتقل میشود، باید ضوابط بندهای (الف) یا (ب) برآورده شوند:
- در مواردی که انتقال برش از طریق بتن صورت میگیرد، باید ضوابط برش - اصطکاک مطابق بند ۹-۸-۸ رعایت شوند.
در مواردی که انتقال برش از طریق اتصال دهندههای مکانیکی یا با عمل کرد زبانهای آرماتورها صورت میگیرد، باید اثرات بلند شدگی و دوران اعضای قائم سیستم باربر جانبی مورد توجه قرار گیرند.
۴-۵-۱۴-۹ جمع کنندهها
۱-۴-۵-۱۴-۹
جمع کنندهها باید به عنوان اعضای کششی، اعضای فشاری، یا هر دو، و بر اساس ضوابط بند ۹-۸-۳ طراحی شوند.
۲-۴-۵-۱۴-۹
جمع کنندهها باید از بر اعضای قائم سیستم باربر جانبی، در درون تمام یا بخشی از عمق دیافراگم، تا جایی که لازم باشد، ادامه یابند تا بتوانند برش را از دیافراگم به اعضای قائم منتقل کنند. در مواردی که دیگر انتقال نیروهای طراحی جمع کنندهها در طول اعضای قائم سیستم باربر جانبی لازم نباشد، میتوان جمع کننده را قطع کرد.
۳-۴-۵-۱۴-۹
در صورتی که یک جمع کننده برای انتقال نیروها به یک عضو قائم طراحی شود، آرماتورهای جمع کننده باید در طولی حداقل معادل آن چه در بندهای (الف) و (ب) آمده است، در عضو قائم باربر جانبی امتداد یابند:
- طول مورد نیاز برای گیرایی آرماتور در کشش .
طول مورد نیاز برای انتقال نیروهای طراحی به اعضای قائم از طریق برش- اصطکاک (مطابق بند ۹-۸-۸ )، و یا از طریق اتصال دهندههای مکانیکی، و یا از طریق سایر ساز و کارهای انتقال نیرو.
نظرات (0)
برای ثبت نظر، لطفا وارد شوید یا ثبتنام کنید.
در حال بارگذاری نظرات...